روز تولد فرشته کوچولوی مامان و بابا
سلام به زیباترین هدیه ی خدا
بعد از مدتها امروز بازم فرصتی پیش اومد که بیام برات بنویسم . این بار که برات مینویسم دیگه تو توی دلم نیستی کنارمی. میتونم تو رو توی آغوشم بگیرم نوازشت کنم با صدای گریه ها و خنده هات به من آرامش بدی .
دختر مهروی من
تو بالاخره روز 5 فروردین ساعت 11 صبح در بیمارستان امام خمینی(نفت)آبادان دنیا اومدی. هنوزم باورم نمیشه که دوران پر از استرس بارداری تموم شده و تو کنارمی . روزی که بدنیا اومدی روز خیلی سختی بود ولی زیباترین و شیرین ترین روز زندگی من و بابات بود.من خیلی استرس داشتم وقتی پرستار اومد گفت حاضر بشم که برم اتاق عمل هم خوشحال بودم هم خیلی ترسیده بودم نه برای خودم میترسیدم که نکنه خدای نکرده تو مشکلی برات پیش بیاد . پرستار کمکم کرد لباسای اتاق عمل رو پوشیدم و روی تخت دراز کشیدم و یه پتو روم انداخت و منو از راهروهای بیمارستان به سمت اتاق عمل میکشیدن ههههههه اون لحظه یاد فیلما افتادم که سقف بیمارستان رو نشون میدادن که لامپها یکی یکی رد میشن بگذریم من به اتاق عمل رسیدم داشتن اتاق عمل رو آماده میکردن و من منتظر و هم چنان پر از استرس صدای دکتر استرکی و پرستارا رو میشنیدم که داشتن با هم حرف میزدن . اتاق عمل که آماده شد من و بردن داخل دکتر در مورد بیهوشی با من صحبت کرد و بالاخره من رو متقاعد کرد که بی حسی انجام بدم یکی از پرستارو خیلی مهربون بود وقتی دید خیلی استرس دارم اومد کنارم و با هام صحبت میکرد و دستمو گرفته بود دکتر بیهوشی آموپولو تو کمرم زد و من یواش یواش احساس کردم که دیگه پاهامو احساس نمیکنم دکتر استرکی کارشو شروع مرد وچیزی نگذشته بود که صدای گریه ات شنیدم واااااااااااای باورم نمیشد صدای گریه تو بود که میشنیدم از پرستاری که کنارم بود پرسیدم که این صدایه گریه دختر منه ؟؟ گفت آره پس فکر میکنی صدای کیه ؟؟ و من بالاخره آروم شدم اون لحظه دوست داشتم ببینمت ولی تو رو برده بودن که تمیزت کنن دل تو دلم نبود خلاصه بگم که عمل تموم شد و من و بردن تو اتاق ریکاوری و بعد اتاق بستری اون لحظه همش دنبال بابات میگشتم که بیاد کنارم درد داشتم و سردم بود از سرما میلرزیدم بالاخره بابات اومد دستمو محکم فشار داد گرمای دستاش آرومم کرد بعد با پرستار کمک کردن و من و گذاشتن رو تخت چند دقیقه بعد تو رو آوردن فرشته کوچولوی من ...
خدایا بخاطر این نعمت بزرگی که به ما دادی و ما رو لایق نگهداریش دونستی شکرت


روز تولد فرشته کوچولوی مامان و بابا
