اولین محرم
دختر قشنگ من ؛ امسال اولین محرم که شما کنارمون هستی و شما تو عزاداری امام حسین شرکت میکنی .
من و تو از روز 4 محرم رفتیم ماهشهر خونه بابابزرگ . خاله سکینه زحمت کشید و برای شما یه لباس سبز خوشکل دوخت که خیلی بهت میومد . ولی شما اونجا خیلی غریبی میکردی و همش گریه میکردی و حاضر نبودی تو بغل هیچ کس بری وقتی تنهات میزاشتم گریه میکردی و آروم و قرار نداشتی بخاطر همین من هیچ مراسمی رو شرکت نکردم فقط 3 بار تونستم برم مراسم البته روز دهم اصلا اذیتم نکردی و تونستیم بریم مراسم عذاداری .
اینم عکسای محرمی

فاطمه دختر خاله زینب

علی پسر خاله سکینه

دینا ، فاطمه ، زهرا

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین محرم
