دینادینا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

دینای مامان و بابا

بیماری

1392/8/27 14:30
نویسنده : mamani
339 بازدید
اشتراک گذاری

امیدوارم هیچ بچه ای مریض نشه ؛ خدایا همه مریضا رو شفا بده و همه بچه ها رو از بلا حفظ کن

 

دختر مهروی من خیلی دوست دارم چند روزه که همش مریضی و هر روز به شکلی بیماری خودشو تو بدنت نشون میده .تقریبا 10 روز پیش تب شدیدی گرفتی داشتی از تب میسوختی و هر لحظه تبت بالاتر میرفت اون روز برای رضا پسر عمو کاظم تولد گرفته بودند و ما هم دعوت بودیم ولی وقتی دیدم که تو مریضی به خاله معصومه زنگ زدم و ازش عذرخواهی کردم که نمیتونم بیام . وقتی بعد از ظهر شد رفتیم مطب دکتر نادری و ایشون شما رو معاینه کرد و گفت یه ویروس تو هوا اومده که بیشتر بچه ها مریض شدن و شما هم از همون ویروس گرفته بودی آقای دکتر دارو تجویز کرد و گفت باید پاشویت کنیم. وقتی به خونه برگشتیم من بهت دارو دادم و شما خوابیدی بعد از یک ساعت بیدار شدی و حالت بهتر شده بود بابایی گفت برای اینکه هوامون عوض بشه بریم تولد رضا . بعد از تولد که برگشتیم خونه شما دوباره تبت رفت بالا من و بابایی پاشویت کردیم تا تبت اومد پایین روز بعد حرارت بدنت بالا و پایین میشد خلاصه هر جوری بود تبتو آوردیم پایین حتی بابایی هم بالا سرت بیدار موند و یه روز سرکار نرفت من و بابا خیلی نگرانت بودیم تا اینکه تبت اومد پایین و تمام بدنت پر از دونه های ریز قرمز شد و شما اسهال گرفتی 3 روز این دونه ها روی بدنت بود تا اینکه خوب شدی الانم سرما خوردی گلم . خدا کنه زودی خوب بشی چون اصلا دوست نداری دارو بخوری و وقتی بهت دارو میدم کلی گریه میکنی و بعدشم با مامانی قهر میکنی نمیدونی که من چقدر نگرانتم و فقط برای سلامتی خودته که به زور بهت دارم میدم.

 

اینجا شما تب داشتی و خیلی بی حال بودی. قربون نگاه مظلومت بشم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)