سونوگرافی
دخترم دختر مهروی من قربونت برم که چقدر حساسی و میفهمی کی غریبه ست و کی آشنا، وقتی یه نفر رو برای اولین بار می بینی اصلا براش نمیخندی .5 شنبه رفتیم پیش دکتر خالقی جو در مورد رفلاکست باهاش حرف زدیم و دکتر هم گفت باید سونو بشی که بفهمیم اصلا رفلاکس داره یا نه. امروز رفتیم سونوگرافی سدیدی که تو رو سونو کنه . وقتی وارد سونوگرافی شدیم یاد دوران بارداریم افتادم ،وقتی تو توی دلم بودی خیلی اونجا میرفتیم تا از سلامتی ات مطمین بشیم. امروز تو روی تختی خوابیدی که من همیشه با استرس روی اون میخوابیدم و چشمم به دهن آقای سدیدی بود که چی میخواد بگه. یادش بخیر چه روزایی بود با تمام استرس ها و نگرانی هایی که تو اون دوران داشتم ولی بازم شیرین و لذت بخش بود دلم...




